گر صبر کنی وقت به دیدار کم است

خانه > طنزنوشته ها, مطالب جالب, نوشته های ادبی > زبان حال اسفندیار؛من معتقدم که عاشقی بد دردی ست!…

زبان حال اسفندیار؛من معتقدم که عاشقی بد دردی ست!…

مشاییاسلام شناسم ، به خودم می بالم
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
اما چه کنم به هرکه گفتم این را
حیران شده و به ریش بنده خندید

البته به قول دلبر جانی من
فیلسوف تر از بنده در این عالم نیست
گل گفته اگر چه یک کمی شُل گفته
من معتقدم که عاشقی بد دردی ست!

در بارۀ انبیا علیه الرحمه
هرچند که بنده علم اندک دارم
اما چه‌کنم دست خودم نیست، ببم
بنده به مدیریت شان شک دارم!

هرچند هلوکاست دروغ است ، ولی
من عاشق مردم تل آویوهستم
پس بنده برای دوستی، جانب ِشان
هر لحظه دراز می نمایم دستم

با اهل هنر همیشه من می جوشم
عکاس اگر بـُوَد که بهترترتر
ضمناً اگر از جنس لطیفش باشد
دستور هر آنچه داد گویم بر سر!

از بابت سوژه های اهدایی من
شهرام شکیبا شده یک پا طناز
از زور خوشی تا که مرا می بیند
دَر می کند از خودش حسابی آواز

باید که کند تخته دکانش «جاوید »
طنازتر از بنده در این عالم کیست؟
(اسفندم) و اسفند در آتش ریزید
آچار فرانسه ای مثال من نیست!

محمد جاوید