بنازم دولت و آن ادعایش
هدفمند کردن یارانه هایش
***
بنازم مجلس و تصویب طرحش
که آخر هم شد او تسلیم طرحش
***
بنازم من بر این جراحی سخت
که خواهد مرد بیمارش بر این تخت
***
چه گویم از تحول های مادی
تحول های پوچ اقتصادی
***
اگر یارانه گردد حذف ، اخطار!
که قیمت ها شود آزاد از این کار
***
مخوانیدش دگر طرحی هدفمند
بفرمایید یک طرح حَذَفمند
***
تحول میشود آن هم جهانی
جهانی گشتن از نوع گرانی
***
که قیمت همچو لندن گشته بیدار
ولی ظاهر شبیه عصر قاجار
***
همان دهکوره دیروز هستیم
که دل بر برج میلادش ببستیم
***
جهانی میشویم از این تحول
ولی بسیار میخواهد تحمل
***
تحمل کی توان با جیب خالی
فقط با ماهی پنجاه تا هزاری
***
که پول یک پفک هم نیست این پول
ماهی پانصد هزاری هست مقبول
***
از این پس قبض برقت را که دیدی
و چار- پنج متری از جایت پریدی
***
و یا با قبض گاز و آب جاری
اگر شد ابر چشمانت بهاری
***
خودت را کنترل کن جان مادر
که سهمت سکته خواهد شد در آخر
***
ماهی پنجاه تومن گردد تو را کوفت
امان از این انرژی ها و این سوخت
***
رعایت گر کنی الگوی مصرف
توانی ساخت با طرحی مزخرف
***
نه با ماشین بی بنزین سفر کن
نه جز با خط یازده جاده سرکن
***
هواپیمارو کلاً بیخیال باش
به فکر پولِ “دفن” و “هفت” و “سال”باش
***
دگر گوشی مزن بر شارژ ، هر روز
دگر TV خود را هم میفروز
***
ازاین پس دیدن کارتون حرام است
عمو پورنگ و سوباسا تمام است
***
از این پس پای فوتبال ها نشینید
بی بی سی پرشین را هم نبینید
***
اگر مردی ز شرجی یا ز گرما
plz یک پنکه را روشن بفرما
***
اتو هم مصرفش چون برق و باد است
چروک جامه ها زین پس زیاد است
***
اگر یخ بسته ای از برف و بوران
بخاری را مکن هرگز فروزان
***
بسان سرخپوست امریکایی
بیافروز آتشِ بی انتهایی
***
غذای پختنی ممنوع گردد
که گاز مصرفی محدود گردد
***
از این پس دوش گرفتن ماهی یکبار
جهان پر میشود از بوی مردار
***
شنیدم سوبسید آرد هم تمام شد
و نان همسنگ مرغ و زعفران شد
***
و بنزین میشود نرخ جهانی
بده مرگی خدایا زین گرانی
***
تورم میکشد از ۱۰۰ به بالا
بنارم من بر این اهداف والا
***
ز همسایه نبینی مهربانی
اگر از او بخواهی قرص نانی
***
و صدها مشکل دیگر به راه است
مگو بدبینم و دیدم سیاه است
***
خلاصه خیر از این دنیا نبینی
مگر با شیوه چادرنشینی
***
بباید رحلت از این شهر سوری
برو گوگوریو ، گوگوری مگوری
***
جومونگ باش مگو تنها شعاری
مگو از وعده های پوچ و خالی
***
در آنجا امپراطوری بنا کن
از این سردرگمی خود را رها کن
***
و آنجا دولتی نو دست و پا کن
و مردم را ز نفتش اغنیا کن
***
عدالت کن بر این مردم از آن نفت
که پولش هرکجا جز جیب ما رفت
***
به قصد ماهی پنجاه تا هزاری
مگو یارانه میگردد فراری
***
مگو شعرم سیاسی هست و بودار
که سایتم میشود فیلتر از این کار
***
مگو من موج سبزم یا سیاسی
که جانم دوست میدارم اساسی
***
فقط نقدی من از این طرح کردم
و درد مردمان را شرح کردم
***
خدایا عاقبت را خیر گردان
از این طرح سراسر نقص و بحران
***
که اجرا میشود با سرعت نور
کمی آهسته تر آقای جمهور
***
خدایا نفت را دادی تو ارزان
ولی خیری ندیدم هرگز از آن
***
نشد سهمم بجر فقر و نداری
که از این نفت دارم یادگاری
***