RSS
 

Posts Tagged ‘مسابقه’

ببر مردم شناس

۱۵ خرداد

یکی بود یکی نبود. در روزگاران قدیم ببری از باغ‌وحش امریکا گریخت و به جنگل بازگشت. در دوران اسارت بسیاری از عادات آدمیان را آموخته بود و با خود فکر کرد خوب است آن رسوم را در جنگل به کاربَرَد.
اولین روزی که به منزل رسید یوز‌پلنگی را ملاقات کرد و به او گفت:«صحیح نیست که من و تو برای قوت‌مان به شکار رویم. حیوانات دیگر را وا می‌داریم که غذای‌مان را برای‌مان تهیه ببینند.»
یوز‌پلنگ پرسید:«چه‌گونه این کار را می‌توانیم انجام دهیم؟»….

خواندن ادامه این مطلب »

 
۶ دیدگاه

نوشته شده در دسته داستان کوتاه