تا پیش از این مسئولان ارشد اجرایی در امور جاری یا وعده کاری را می دادند و یا میگفتند در حال انجام است. بعضی وقتها هم خبر از انجام کار را می دادند که البته نادر بود اما در هر صورت پیشبینی به عهده کارشناسان و منتقدان و تحلیلگران بود که خارج از آن امور اجرایی بودند و صرفا میتوانستند روی موضوعی فکر و تحلیل و پیشبینی کنند.
اخیرا رئیس دولت به عنوان فرد اول اجرایی مملکت در خصوص مسالهای که ابتکار خود اوست و انجامش هم در کاملا در حیطه اختیارات اوست «پیشبینی» هم میکند. خبرگزاری فارس گزارش داده آقای احمدینژاد در جمع مردم ارومیه با بیان اینکه دولت پیشبینی کرده از اول سال ۸۹ هر فرزندی که در ایران بدنیا میآید برای او حسابی افتتاح کند که یک میلیون موجودی دارد، گفته است: هدفمان از افتتاح این حساب از ابتدای سال ۸۹ تامین آینده فرزندانمان است. وی افزوده: یک حسابی در صندوقی بنام صندوق آتیه باز میشود که یک حساب سرمایهگذاری است و هر سال سود سرمایهگذاری به آن اضافه میشود. بنا به همین گزارش خوشمزه رئیس دولت با بیان اینکه در مرحله اول دولت یک میلیون تومان در این حسابها هدیه خواهد کرد، تصریح کردهاست: هرساله نیز ۱۰۰ هزار تومان دولت به این حساب اضافه میکند و از خانوادهها نیز خواهشمندیم حداقل ۲۰ هزار تومان ماهانه به این حساب اضافه کنند تا وقتی این نوزادان به جوان تبدیل شدند صندوق آتیه ۱۲۰ میلیون تومان برای اشتغال، ازدواج و مسکنشان در اختیارشان قرار دهد.
در همین رابطه یادآوری چند نکته بیفایده نیست:
۱- امت همیشه در صحنه با خواندن این خبر طبعا به این فکر خواهند افتاد که بهتر است تا دیر نشده دست به تولید زده، تا پایان سال یک میلیون تومان را دشت کنند. با توجه به طول دوران بارداری آدمیزاد بهتر است وزارت بهداشت به تمام زایشگاه های کشور برای زمستان امسال آماده باش بدهد. حتی محض محکم کاری بد نیست چگونگی زایمان در خانه هم به شهروندان آموزش داده شود که در آینده شاهد کودکانی نباشیم که در شناسنامهشان نوشته شده باشد «محل تولد: صف زایشگاه!»
۲- در عین حال امت همیشه در صحنه توجه داشتهباشند که عجله کار شیطان است و -اگر هنوز دیر نشده و کار از کار نگذشته-این مساله را در نظر داشته باشند که آقای احمدینژاد حرف از “حساب” و “صندوق” زده است که عملا در سال های اخیر ثابت شده همهی آنها نوعی بی در و پیکری ماهوی دارند. وقتی صندوق ذخیره ارزی که پول مردم برای روز مبادا در آن بود و رئیس بانک مرکزی آن را چهارقفله کرده بود توسط یک آقایی جارو شده طبعا نمیتوان به صندوق آتیهای امید بست که قرار است دولت برای بچههای متولد سال ۸۹ پول در آن بگذارد «تا وقتی این نوزادان به جوان تبدیل شدند» از آن برداشت کنند.
۳- هرچند که یک ضرب و جمع ساده از اعداد بالا نشان می دهد گوینده گویا زیاد جدی حرف نمیزده چرا که نهایتا کمک های والدین و دولت به این حساب -حتا اگر مو به مو اجرا شود- بیشتر از هفت هشت میلیون تومان در طول بیست سال نمی شود و هرچند که -به تعبیر آیت الله مصباح- ما در رباخوارترین کشور جهان زندگی می کنیم اما باز هم بعید است حاصلجمع ربائیات(!) به صد میلیون تومان برسد. اما با فرض صحت باز هم بهتر است ارزش ۱۲۰ میلیون تومان را در بیست سال دیگر که نوزادان امسال به جوانی میرسند را حساب کنیم تا خودمان و فرزاندمان دچار توهم و پر توقعی نشویم. اگر قیمت گوشت گوسفند را که در طی این چهار سال از کیلویی ۵ هزار تومان به ۱۶ هزارتومان رسید ملاک بگیریم پس در ۵ چهار سال باقیمانده (واحد زمان را “دوره ریاست جمهوری” حساب میکنیم !) قیمتها در بیست سال دیگر ۱۶ برابر الان شدهاند یا به عبارت دیگر ۱۲۰ میلیون تومان در آن زمان به اندازه ۷ میلیون و پانصدهزار تومان الان ارزش دارد که تقریبا قیمت فعلی یک قبرجا در گورستان عمومی تهران است. این در حالیست که ما تعاونی حساب کردیم و عاقلان دانند طی بیست سال آینده تورم دهها برابر این چیزیست که ما فرض کردیم.
۴- آقای احمدینژاد البته برای “تامین آینده فرزندانمان” میتوانند کارهای دیگری هم بکنند مثلا (…) یا (…) یا حتی (…). خوشبختانه یا متاسفانه از این پرانتز باز سه نقطه پرانتز بستهها زیاد است که اتفاقا همگی بار مالی بسیار کمتری هم دارند. هزینه بعضیهایشان در حد یک خودکار و یک ورقه کاغذ است!
سیمیرا
اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ در ۲۳:۴۵ ()
خیلی باحال بود امیررضا جان لذت بردم.
امیررضا
اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ در ۲۳:۴۸ ()
@سیمیرا
خوب بالاخره نوشته های آقای فرجامی رو برای همینه که جلوشو میگیرن، چون باحاله!
Hamed
اردیبهشت ۲, ۱۳۸۹ در ۰۱:۱۹ ()
خدا آخر عاقبتمون رو بخیر کنه توو این چهار سالی که دکتر رئیس شده!
paeez
تیر ۶, ۱۳۸۹ در ۰۸:۳۰ ()
kheyli bahal bood ey kash amoo mahmood ham in ro midid kafesh miborid